سه‌شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۹| Tuesday, 11 August 2020
کد خبر: ۱۵۳۸
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۲۰ تير ۱۳۹۹ - ۰۶:۵۸
تحلیل فعال سیاسی هم استانی از قدرت ایران و دورنمای حرکتی کشورهای منطقه بعد از صادرات بنزین به ونزوئلا
 اتفاق مهم و تاریخی صادرات بنزین توسط نفت کش های ایران به ونزوئلا بیانگر این مساله است که دو کشور به این درک تاریخی از نحوه مواجهه با قدرت های یکجانبه نگر رسیده اند و این پیام مهم را به جهان مخابره کرده اند که معادله تغییر کرده است. دو عامل مهم در این مساله نقش اساسی دارد: 
بازتاب دنا : تحلیل فعال سیاسی هم استانی از قدرت ایران و دورنمای حرکتی کشورهای منطقه بعد از صادرات بنزین به ونزوئلا.

به گزارش "بازتاب دنا"، جلال دانش در این باره نوشت : 

شبکه سازی انرژی/ آشکارسازی موازنه قدرت/قدرت دفاعی/ ژئواستراتژیک/ دورنمای حرکت کشورهای منطقه/ با تاکید بر 
صادرات بنزین ایران به ونزوئلا یکی از مهمترین فاکتورهای امنیت در جهان امروز و روابط بین الملل امنیت انرژی است. نیاز اساسی کشورهای صنعتی به این منبع مهم و استراتژیک از آنچنان اهمیتی برخوردار است که کشورهای مهم مصرف کننده و نیز اقتصادهای نفت پایه از آن به عنوان منافع حیاتی خود نام ببرند. تعریفی که از منافع حیاتی در نظام بین الملل ارائه می گردد گویای این مطلب است که تهدید آن همپایه تهدید امنیت ملی و بلکه فراتر از آن است. بنابراین دولت ها در برابر احتمال به خطر افتادن این کالای فوق استراتژیک که از آن به مثابه خون در رگ های انسان یاد میشود واکنش سریع از خود نشان میدهند. 
 از مهمترین نظریه ها در حوزه امنیت و روابط بین الملل نظریه شکبه سازی است. این نظریه امنیت را به طور کلی شبکه ای تعریف می کند و انواع مدل و شبکه را تولید و معرفی می نماید. بر اساس این نظریه چرخه انرژی و نیز امنیت شریان این ماده حیاتی به امنیت کشورهای دخیل در صادرات و واردات آن گره خورده است و برخی دولت های نفت پایه بخصوص در خلیج فارس تلاش کرده اند امنیت خود را به آن گره بزنند اگرچه این امنیت شکننده باشد و به امنیت پایدار منجر نشود. به عنوان مثال عربستان سعودی در برابر تامین امنیت انرژی و صدور مداوم و رفع نیاز قدرتهای مداخله گر؛ امنیت خود را به اقتصاد آنها گره زده است به این شکل که اگر تعرضی به منابع پمپاژ نفت به غرب صنعتی صورت گیرد واکنش دولت های غربی بخصوص ایالات متحده را بر می انگیزد.
 اما نکته مهم اینجاست که این نحو از مبادله کالا و شبکه سازی نمی تواند به تامین امنیت کشورهای صادر کننده و حتی امنیت همیشگی در صادرات و تزریق به بدنه ماشین صنعتی غرب بینجامد؛ به این علت که اولا منبع تولید قدرت برای صادرکنندگان نیست و ثانیا در مواقع حساس نمی تواند به آنها مصنویت ببخشد و ثالثا اساساً شبکه سازی صورت نگرفته است بلکه وابستگی یکسویه و مطلق است. در صورتی که در سیستم شبکه ای رابطه دو سویه و دارای میزان بالایی از همبستگی است. لذا در جنگ سعودی ها علیه ملت یمن به خوبی لرزان بودن این راهبرد را مشاهده کرده ایم و یمنی ها به راحتی توانستند صادرات نفت سعودی را متوقف سازند و دولت سعودی با اتکای به وعده های تامین امنیت از جانب مصرف کنندگان خصوصا دولت آنریکا نتوانست از این مهم جلوگیری نماید. ابزار قدرتمند انرژی در دیپلماسی انرژی در دست تولید کنندگان انرژی است به شرطی که بتوانند به درستی از آن بهره گیرند و برای آنها تولید قدرت کند نه تولید صرف نفت و انباشت دلار.
 این مساله در صورتی است که رابطه بر عکس شود و از حالت اولیه که در شبکه سازی انرژی مورد توجه بوده است خارج و امنیت اقتصادی جهان و بخصوص قدرت های مزاحم و مداخله گر را به امنیت خود وابسته سازیم. چناچه گفته شد در صورت اول با استفاده از فاکتور انرژی کشورهای سلطنتی حوزه خلیج فارس که قدرت آنها مشروع نیست و نمی تواند به اقتدار ملی منجر شود به ازای تامین نفت امنیت میخرند غافل از این که امنیت درون زاست و قابل خرید و فروش نیست. بنابراین معادله باید تغییر کند و کشورهای تولید کننده نفت با آشکار سازی این ظرفیت اقتصاد جهان را متوجه این نکته سازند که امنیت منافع حیاتی و شریان انرژی از هارتلند به رگه های صنعتی به امنیت آنها بستگی دارد و اگر آنها امنیت میخواهند متقابلا باید در جهت منافع مشترک و امنیت متقابل گام بردارند.

 اتفاق مهم و تاریخی صادرات بنزین توسط نفت کش های ایران به ونزوئلا بیانگر این مساله است که دو کشور به این درک تاریخی از نحوه مواجهه با قدرت های یکجانبه نگر رسیده اند و این پیام مهم را به جهان مخابره کرده اند که معادله تغییر کرده است. دو عامل مهم در این مساله نقش اساسی دارد: 

۱- قدرت دفاعی و گسترش چتر امنیتی. ۲-درک درست از محیط بین الملل، داشتن قدرت مشروع و درون زا. 

 جمهوری اسلامی ایران با تولید قدرت مشروع مبتنی بر دو فاکتور یکم و دوم در این نوشتار به مواجهه منطقی با قدرت هایی رفته است که تاکنون خود را ژاندارم خشکی و دریا می پنداشته اند. در دریا بریتانیا با همکاری ایالات متحده آمریکا و در خشکی نیز با همکاری برخی دولت های مرتجع منطقه این احساس غلط به آنها تلقین شد که هر وقت بخواهند می توانند ناوگان دریایی و ترانزیتی سایر کشورها را متوقف سازند و با قوانین خودساخته و یکجانبه منافع حیاتی سایر ملل را با قدرت نمایی و تهدیدات دوران استعمار به خطر بیندازند و خود با خیالی راحت به تجارت بپردازند. آنها در نظام شبکه سازی انرژی که طبیعتا امنیت مصرف کننده باید وابسته به تولید کننده باشد وارونگی ایجاد و باوجود اینکه منابع انرژی منطقه را به سود خود به صورت مستمر و با هزینه کم مصادره به مطلوب می کردند؛ از آن بدتر پایه های امنیت ملی کشورها و دولت های پادشاهی را به شکل تحقیر آمیزی به گوشه چشم خود دوختند تا هر وقت بخواهند با صرف نظر از این قرارداد یکطرفه و ترساندن دولت های رانتیر و مرتجع شیر بیشتری بدوشند. این حقارت و وارونگی در امنیت انرژی تا جایی پیش رفت که رئیس دولت ایالات متحده آمریکا علناً پادشاهی سعودی و سایر دولت های پادشاهی را تهدید میکند و می گوید آنها دلارهای خوبی دارند و باید هزینه امنیت خود را پرداخت کنند. لکن جمهوری اسلامی ایران با درک درست از شرایط منطقه غرب آسیا و حرکت به سمت قدرت درون زا و نیز موقعیت ژئوپلتیک و ژئو استراتژیک خود توانست به صورت آشکار معادله را به نفع خود تغییر دهد و صادرات بنزین خود را علی رغم قوانین خودساخته دول متخاصم با پشتوانه قدرت دفاعی و مشروع به سرانجام برساند و ایالات متحده را متوجه سازد که برخورد با بریتانیا و اقدام متقابل در صورت تهدید و یا توقیف کشتی های تجاری ایران برای آنها نیز اجتناب ناپذیر است و ایالات متحده نیز با درک صدور پیام جمهوری اسلامی ایران به آرامی از کنار آن عبور می کند و هیچ ممناعتی ایجاد نمی کند. بنابراین به اعتقاد نگارنده هرچند پیشتر با اتکا به قدرت دفاعی و نقش مثبت در سیاست های منطقه ای و پیروزی جبهه مقاومت توانستیم موازنه قدرت را تغییر دهیم لکن صادرات بنزین به ونزوئلا آشکار سازی سطح جدیدی از موانه قدرت در محیط پر آشوب روابط بین الملل را رقم زده است و این دستاورد برای جمهوری اسلامی ایران در شرایط کنونی بسیار حائز اهمیت است. رویکردی که براساس سیاست دفاع تهاجمی و مبتنی بر قدرت درون زاست و البته اثرات آن در آینده بیشتر نمایان خواهد شد. هر چند بعید است کشورهای منطقه به علت اینکه فاقد فاکتورهای تولید قدرت هستند بتوانند به این زودی به جایگاه جمهوری اسلامی برسند اما امری که مسجل و برای آنها گریز ناپذیر است آن است که دور نمای خود را براساس برنامه تولید قدرت و امنیت متقابل پی ریزی و به سمت آن حرکت کنند. 

 جلال دانش کارشناس ارشد مطالعات منطقه ای

انتهای پیام /
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۲:۱۵ - ۱۳۹۹/۰۳/۰۷
0
0
عالی
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر: